یادداشت های فیل کوچولو

یه پسر ده ساله شیطون مثل فیل کوچولو می خوام بگم

چهارشنبه سوری

 چهار شنبه ی سوری بود .از قبل برنامه داشتیم که با یک تور به یک باغ برویم. 

همه شاد بودیم.با آهنگ دی جی می رقصیدیم.  بعد که نوبت آتش بازی شد ترقه ها

 را برداتشیم.رفتیم که آتش بازی کنیم .به دامنه کوهستان  کمی دورتر از سالن

می انداختند .ما هم که همه ی ترقه ها را انداختیم به سالن برگشتیم .دوباره کلی

رقصیدیم .میوه آوردند .یکی به ما ها کرانچی داد . اما بچه ها نباید از غریبه ها

 چیزی بگیرند .بعد به خانه برگشتیم .آن شب به ما خیلی خوش گذشت. به نظر

 من این طوری خیلی بهتر بود چون صدای ترقه بازی ما کسی را آزار نمی داد

 و هیچ کس از سر و صدا ناراحت نشد. خطر آتش سوزی هم وجود نداشت.   

 

*چو ایران نباشد تن من مباد.

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد.

.فردوسی.*  

 

  
نویسنده : شایگان ج بیگلو ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧