یادداشت های فیل کوچولو

یه پسر ده ساله شیطون مثل فیل کوچولو می خوام بگم

امتحانات

امتحانات

ببخشید که دیر شد و نتوانستم مطلب بنویسم به خاطر این بود که در امتحانات بودیم و امتحانات کتبی می دادیم ما هر روز ساعت نه و نیم به مدرسه می رفتیم و ساعت ده و نیم به خانه می آمدیم . امتحانات ما آسان بود و  من از قبل خیلی درس خوانده بودم و وقتی که میخواستم امتحان بدهم برایم امتحانات آسان بود روز شنبه فرا رسید  که باید کارنامه هارا می گرفتیم چه قدر استرس داشتم  خانم ما پس از سخنرانی کارنامه ها را داد و من روی کارنامه را دیدم همه اش 20 بود خیلی خوشحال شدم و از همه جایزه های خوب گرفتم.  لبخندنیشخند

 

  
نویسنده : شایگان ج بیگلو ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٢