یادداشت های فیل کوچولو

یه پسر ده ساله شیطون مثل فیل کوچولو می خوام بگم

خدا یا عقل

نمی دانم خدا اگر فرزندی ندارد و فرزند کسی نیست پس چه جور از قبل در جهان هستی بوده! فکر می کنم به خاطر این هست

که به عقل من و تو نمی رسه !.من که این موضوع رو تعجب آور می دونم . وقتی اذان ظهر یا مغرب  می ده من به فکر این موضوع

تعجب آور می افتم . کاش زودتر یه جوابی براش پیدا می کردم.

  
نویسنده : شایگان ج بیگلو ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٦
تگ ها : خدا ، عقل

اورانوس

می دانید شب های اورانوس ۴٢ سال است.

موفق باشید

  
نویسنده : شایگان ج بیگلو ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠
تگ ها : بچه ها ، تربیت

چهارشنبه سوری

 چهار شنبه ی سوری بود .از قبل برنامه داشتیم که با یک تور به یک باغ برویم. 

همه شاد بودیم.با آهنگ دی جی می رقصیدیم.  بعد که نوبت آتش بازی شد ترقه ها

 را برداتشیم.رفتیم که آتش بازی کنیم .به دامنه کوهستان  کمی دورتر از سالن

می انداختند .ما هم که همه ی ترقه ها را انداختیم به سالن برگشتیم .دوباره کلی

رقصیدیم .میوه آوردند .یکی به ما ها کرانچی داد . اما بچه ها نباید از غریبه ها

 چیزی بگیرند .بعد به خانه برگشتیم .آن شب به ما خیلی خوش گذشت. به نظر

 من این طوری خیلی بهتر بود چون صدای ترقه بازی ما کسی را آزار نمی داد

 و هیچ کس از سر و صدا ناراحت نشد. خطر آتش سوزی هم وجود نداشت.   

 

*چو ایران نباشد تن من مباد.

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد.

.فردوسی.*  

 

  
نویسنده : شایگان ج بیگلو ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧